ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
463
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
بر احزاب در جنگ خندق دعا كرد و خداوند دعاى او را اجابت نمود و بادى سخت بر لشكر كفر وزيدن گرفت به طورى كه ديگهاى آنان برگشت و چادرهايشان از جا كنده شد و سربازانى نازل شدند كه به چشم ديده نمىشدند و سرانجام مشركان زبون و ذليل شده و رو به هزيمت نهادند . احمد بن حنبل از افراد معتبرى از جابر بن عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در سه روز ؛ يعنى روزهاى دوشنبه ، سه شنبه و چهارشنبه در مسجد فتح دعا كرد و روز چهارشنبه ميان نماز ظهر و عصر دعاى ايشان مستجاب شد ، دعاى حضرت طبق روايتى كه ابن زباله از عمر بن حكم روايت كرده چنين بوده است : « أللّهمّ لك الحمد هديتني من الضّلالة فلا مكرم لمن اهنت و لا مهين لمن أكرمت ، و لا معزّ لمن أذللت ، و لا مذلّ لمن أعززت ، و لا ناصر لمن خذلت ، و لا خاذل لمن نصرت ، و لا معطي لما منعت و لا مانع لما أعطيت و لا رازق لمن حرمت و لا حارم لمن رزقت و لا رافع لمن خفضت ، و لا خافض لمن رفعت ، و لا خارق لمن سترت و لا ساتر لمن خرقت و لا مقرّب لما باعدت و لا مباعد لما قربت » . دعاهاى ديگرى نيز از حضرت روايت شده كه بهترين آنها در صحيح از ابن عمر روايت شده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به هنگام سختىها ، اين دعا را مىخواندند : « لا إله إلّا اللّه العظيم الحليم ، لا إله إلّا اللّه ربّ العرش العظيم ، لا إله الّا اللّه ربّ السّماوات و ربّ الأرضين ، ربّ العرش الكريم » . مسجد فتح به وسيلهء عمر بن عبد العزيز تعمير گرديد و رواقى با سه ستون بر آن نهاده شد . ليكن اين مسجد ، بعدها ويران گرديد تا اين كه در سال 575 ه . به وسيلهء سيف الدين الحسين بن ابى الهيجاء ، يكى از وزيران دورهء عبيديان در مصر ، تجديد و تعمير گرديد . اين مسجد را به صورت يك رواق و سه ستون بنا كرد و بر آن گنبدى مستحكم قرار داد . طول آن از شمال به جنوب بيست ذراع و از شرق به غرب هفده ذراع بود . در پايين مسجد فتح ، در قسمت جنوب ، دو مسجد ديگر قرار گرفته است كه